بدترین…
با ۳ نظر

می دونی بدترین حالت چیه؟
می دونی بدترین اتفاقی که برای یه نفر می تونه بیفته چی می تونه باشه؟
من قبلا فکر می کردم بدترین اتفاق مثلا ورشکست شدن یا از دست دادن کسیه…
اما الان داستان کمی فرق کرده، الان…الان…
هی بکتاش…بکتاش؟
بکتاش: هوم، چیه؟
بنظرت بدترین اتفاقی که می تونه واسه آدم بیوفته چی می تونه باشه؟
بکتاش: بدترین اتفاق؟
آره، بدترین اتفاق!
بکتاش: خوب، یه اتفاق بد گنده لعنتی دیگه
خوب آره، شاید، اما…ام…
بکتاش: یا اینکه تو طول روز مدام اتفاقای گنده بد برات بیفته
یعنی منظورت اینه که اتفاقای گنده، اتفاقای بدین؟
بکتاش: نه، نه اصلا، منظورم اینه که اتفاقای بدی که خیلی گنده ان می شن بدترین اتفاق
آهااا، مثلا چی؟
بکتاش: مثلا… من چمیدونم، نکنه فکر کردی اتفاقای گنده بد زندگی مو گذاشتم تو آرشیو که هروقت دلم واسشون تنگ شد یه سری بهشون بزنم!؟… توخودت چی فکر میکنی؟
اوممم… من فکر میکنم بدترین اتفاق، بی استفاده شدن چیز پر استفاده و مورد علاقه واسه یه نفر باشه، من خیلی چیزای پر استفادمو که بهشون علاقه مند بودمو بی استفاده کردم.
بکتاش: یعنی می خوای تا آخر عمر به یه چیز علاقه مند باشی؟
نه من اینو نگفتم، من گفتم از دست دادن علایق بدترین چیزه، تازه ممکنه برای آدم اثرات خوبیم داشته باشه، اما خوب وقتی بی استفادشون می کنی خیلی گنده، خیلی ی ی ی…
بکتاش: خوب تو چیو بی استفاده کردی که الان انقدر ناراحتی؟
شاید این حالت واسه همه چیزا عمومیت نداشته باشه، اما دسته کم واسه یه چیز صادقه
بکتاش: چی؟
این حالت برای موزیک صادقه؛ تاحالا از یه آهنگ انقدر خوشت اومده که فکر کنی هیچ جوره دیگه ازش بدت نمی آید؟
بکتاش: آره، زییییااااد
بعد اونقدر آهنگ مورد علاقتو گوش میدی که حالت تهوع میگری
بکتاش: هه، آره ه ه، آره ه ه ه…
آهنگ “the doors”، “light my fire” یادته؟، انقدر گوش کردم که نسبت به صدای “جز اورگن” آلرژی پیدا کردم.
بکتاش: یا آهنگ “radiohead”، “creep” با “john lennon”، “gimmie some thrut” واقعا حال بهم زن شدن، واقعا چرا انقدر گوششون کردم، این بزرگترین اشتباه زندگیم بود
واسه “janis joplin” ام همین اتفاق افتاد، نه؟
بکتاش: وای ی ی آره، باور نکردنیه، باور نکردنیه، می خوام با سر برم تو دیوار
کل آلبومای گروه “queen” ام همینجوری شد
بکتاش: باورت نمیشه آهنگ “infected mushroom”، “converting vegetarians” چجوری بی استفاده شد
چجوری؟
بکتاش: سه روز مداوم این آهنگ داشت تو اتاقم پخش می شد!
هه هه هه… چجوری تونستی همچین بلایی سر یه آهنگ بیاری؟
بکتاش: نمی دونم، فقط به شکل وصف ناپذیری به این آهنگ علاقه مند بودم.
آره منم همچین بلایی سر آلبومای “rolling stone” اوردم، وقتی چیزی می نوشتم داشت پخش می شد، صورتمو می زدم پخش می شد، بیرون موقع راه رفتنم پخش می شد، حتی توالتم می رفتم این لعنتیا داشتن می خوندن، درست یادم نمی آید فکر کنم شباهم خواب کنسرتاشونو می دیدم!
بکتاش: من فکر کنم همین بلارو سر آهنگای “etta james” و “louis armstrong” ام اوردی، نه؟
آره، بدجوری عاشقشون بودم
بکتاش: پس تو، تو کار ریدن به خواننده ها هستی، نه تک آهنگا؟
هه هه هه…، آره فکر کنم همینطور باشه
بکتاش: اووو نه ه ه ه، گیتاریستارو فراموش کرده بودم!
توام همین بلارو سر آلبومای “jefferson airplane” اوردی مگه یادت نیست که…
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
و به همین ترتیب بحث من و بکتاش ادامه داشت، تا متوجه شدیم ما نصف آهنگ های راک، جز، بلوز و حتی بعضی از آهنگ های الکترونیک غربرو از شدت علاقه بی استفاده کردیم.
این واقعا بدترین چیز می تونه باشه، نه؟
شما چی، شما تاحالا از شدت علاقه چیو بی استفاده کردین؟

jaleb bood,vase kheilia pish omade vali movaghate baz ham bade ye modat vaghti be oon ahang vasile ya adam bar bokhori nishet ta banagoosh baz mishe ya geryat migire kholase ehsasati mishi va yade khateratet moifti,in enzejar tabieeye,shoma salemid,bikhod dr naro
maryam
۲۴ تیر ۸۹ در ۴:۱۴ ب.ظ
باریکلا . کلن موجود ضایع و بی جنبه ای هستی دیگه
من که هی بهت می گم
تو باور نداری
.
ولی حالا در مجموع اصلن کار اشتباهی نکردی . چون ممکن بود اگه اون چند روز اون موزیکا رو اونقدری که لذت ببری و فول شی گوش نمی کردی الان دیگه زنده نبودی و نا کام از دنیا می رفتی
نگران بی استفاده شدن اونا نشو چون به حدی که در توانشون بوده ازشون استفاده شده.
…
در همین باب منم قبلنا یه دوست داشتم خیلی دوسش می داشتم . آرش ناز و تپلی زبر و زرنگ و توقولی . دس کوچولو …
ها؟
نه منظورم این بود آره من این بچه رو کلن دوس می داشتم بعد انقد هی هر روز دیدمش که دیگه حالم ازش بهم خورد .
بعله
اول شخص مفرد
۲۷ تیر ۸۹ در ۱۲:۰۸ ب.ظ
ناوال
۲۷ تیر ۸۹ در ۱۲:۲۱ ب.ظ