تنظیم و گردآوری توسط : ناوال
فلسفه اشراق
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388 09:26 ق.ظ
نوع مطلب : عمومی ،
عرفان اسلامی و یوگا
سه شنبه 1 اردیبهشت 1388 04:30 ب.ظ
نوع مطلب : یوگا ،
محمود پور آزاد
الهی آنچه در کلبه درویشان است در خزانه کبریائی تو نیست که آنان چون توئی دارند و تو چون خودی نداری.
به نام دوست که هر چه هست و نیست درید قدرت اوست .کمال مطلق اوست و ما سالکان کوی او در این راه ناپیدا فقیران بی ساز و برگیم. مدیران بی بضاعتی که از آن خود توشه ای نداریم عاشقان سرگشته ایم که همواره با یاد اوست که هز زنده ایم و عشق بازی با اوست که ما را هر لحظه زنده می کند و نوید جاودانگی می دهد.
دم آن شراب ناب الهی است و هستی میخانه ایست که شراب مرد افکن آن همه جا هست پیر این خرابات جامهای تهی گشته را دمادم پر می کند از دم. ما مستان خراب جستجو گران بی سر و پائیم که در این راه جز او هیچ نمی بینیم، که آن هیچ هم اوست بی این شراب ناب هم نتوانیم زندگی کنیم چرا که دم هم بهانه ایست برای تقرب به سوی او. من بی می ناب زیستن نتوانم بی باده کشیده بارتن نتوانم من بنده آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیرو و من نتوانم این مقاله تحق یقی است مختصر درباره ی تصوف و درویشی و تشابهات آن با مکتب یوگا.
تنظیم و گردآوری توسط : ناوال
ذكر در عرفان اسلامی و عرفان هند
سه شنبه 1 اردیبهشت 1388 04:25 ب.ظ
نوع مطلب : مقالات ،
برگردان: مریم موحدی
تنظیم و گردآوری توسط : ناوال
خویشتن۲ (چرا آدم ها دیگر بدنبال شاپرك نمی دوند؟)
شنبه 29 فروردین 1388 11:08 ق.ظ
نوع مطلب : مقالات ،
روح الله یوسفی، سوگند كردی
به نقل از: http://www.khishtan.blogfa.com
متن فوق اندكی ویرایش شده استساخت مجعول
انسان ها هزاران سال است که آرام آرام از وضعیت پیشین خود خارج شده و در وضعیت جدیدی زندگی می کنند. این وضعیت جدید یک ساخت مجعول است که به انسان تعلق ندارد. مثل این که مثلاًَ یک انسان به جای این که در بدن خودش زندگی کند در یک بدن دیگر زندگی کند و تصور کند که این بدن، بدن خودش است اما در اصل این بدن جدید بدن او نیست. اما این چه مشکلی ایجاد می کند؟. مشکلش این است که انسان از مسیر ساخت خود ادراک نمی کند بلکه از مسیر یک ساخت دیگر دنیا را می بیند. این دقیقاً مثل این است که یک نفر به جای این که دنیا را با چشمان خود نگاه کند یک عینکی به چشمش بزند که این عینک دنیای دیگری با مشخصات دیگر به او نشان دهد.( امروزه با عینک های ویژه ای که دنیایی مجازی را برای افراد نشان می دهند بهتر می توان این موضوع را فهمید). ایشان می فرمایند این انسان مدت ها است که دیگر از مسیر فهم و درک ساخت خود دنیا را درک نمی کنند بلکه از ساخت دیگری که محفوظات و ذهنیت ها جزئی از آن است ادراک می کنند.
تنظیم و گردآوری توسط : ناوال
خویشتن (چرا آدم ها دیگر بدنبال شاپرك نمی دوند؟) ۱
پنجشنبه 27 فروردین 1388 10:32 ق.ظ
نوع مطلب : مقالات ،
روح الله یوسفی، سوگند كردی
به نقل از: http://www.khishtan.blogfa.com
متن فوق اندكی ویرایش شده استمحفوظاتی که ما در این جا از آن نام می بریم تقریباً همان چیزی است که از دوران کودکی تا به زمان حال در ما اجتماع کرده است. اما روانشناسان حافظه را به دو بخش عمده تقسیم میکنند یکی حافظه خودآگاه یعنی همین حافظهای که ما به یاد میآوریم و دیگری حافظه ناخودآگاه که در پس حافظه خود آگاه پنهان است. حافظه خودآگاه به ظاهر در خاطره ما نیست اما در نهان حافظه پنهان است و گاهی در برخی رخدادها به خاطر ما میآید. برخی روان درمانگران برای مداوای بیماران خود با روشهایی مثل هیپنوتیزم تلاش میکنند به حافظه ناخودآگاه بیماران دست بیابند.
تنظیم و گردآوری توسط : ناوال
آتش درون کاستاندا درخاطرات یک مغ کوئلیو ۲ (بخش پایانی)
جمعه 21 فروردین 1388 12:52 ب.ظ
نوع مطلب : مقالات ،
2.رمان به عنوان عرفان سرخپوستی : رمان خاطرات یک مغ ( O Diario de Um Mago) ـ که در سال 1987 منتشر شده ـ به شدت زیر تأثیر آموزهها و شگردهای روایی کارلوس کاستاندا نویسنده عارف منش مکزیکی است . کاستاندا خود مرید " دُن خوان ماتیوس " ساحر سرخپوست مکزیکی است . کوئلیو در رمان خود آشکارا به تأثیر آموزه های این دو مرید و مراد اشاره و کتاب خود را به کاستاندا اهدا می کند " در آغاز زیارت ، گمان می بردم یکی از بزرگ ترین رؤیاهای جوانی ام متحقق شده است. تو برای من دُن خوان ساحر بودی و من حماسه ی کاستاندا را در جست و جوی خارق العاده ها دو باره زیستم . . . به خاطر این ادراک ـ که اینک می کوشم دیگران را در آن سهیم کنم ـ این کتاب را به تو تقدیم می کنم . " (ص19)
تنظیم و گردآوری توسط : ناوال
آتش درون کاستاندا درخاطرات یک مغ کوئلیو ۱
پنجشنبه 20 فروردین 1388 08:26 ق.ظ
نوع مطلب : مقالات ،
نقد تطبیقی آثار کوئیلو و کاستاندا
جواد اسحاقیان
کارلوس فوئنتِس یک جا در رمان خویشاوندان دور به سه روند اندیشه
در کشورش مکزیک و همهی آمریکای لاتین اشاره میکند. او مینویسد
پس از پایان جنگ جهانی اول روشنفکرانی که در این قاره میزیستند،
یا زیر نفوذ اندیشههای انقلابی نظریه پردازان و رهبران فکری
انقلاب کبیر فرانسه از گونهی روسو و ولتر بودند یا شخصیتهایی که
به نوعی تفکری ضد انقلابی از گونهی اوگوست کنت داشتند و سرانجام
اندیشمندانی که نه به سنتهای انقلابی آنان و نه به " دین انسانیت
" اینان، بلکه به ذهنیت عقل ستیز و اشراق گرای بِرگسون باور
داشتند. (1) این طبقه بندی نیز امروز به گونهای اندک متفاوت در
میان روندهای ذهنی چیره بر ادبیات آمریکای لاتین محسوس است :
نویسندگانی مانند آستوریاس و گارسیا مارکز به سنتهای انقلابی این
قاره نزدیکند ؛ شخصیتهایی چون فوئنتس و بورخس ذهنیتی غیر انقلابی
، اصلاح طلبانه و محافظه کارانه دارند و نویسندگانی نظیر کارلوس
کاستاندا و پائولو کوئلیو به ذهنیت اشراقی گرایش دارند. و در این
نوشته ما را با گروه اخیر، کار افتاده است .
تنظیم و گردآوری توسط : ناوال
میراث کاستاندا ۲ (بخش پایانی)
چهارشنبه 19 فروردین 1388 07:36 ق.ظ
نوع مطلب : مقالات ،
ریلین تونه شنده (Marilyn Tuneshende) هنگامی که کارلُس و گروهش رهبری کارگاه های آموزشی تنسگریتی و فروش نوارهای ویدئویی تنسگریتی را آغاز کردند به نشریّه ی مجیکال بِلند آمد. او ادّعا داشت که تنسگریتی دسیسه ای برای پول درآوردن و سرقتِ نیروی زندگانی مردم است. مجیکال بِلند بسیاری از مقاله های او را چاپ کرد، و ما خودمان را در بحبوحه ی جنگِ ساحری او و کاستانِدا و اطرافیانش یافتیم. مریلین دو کتاب در سنّت های باطنی (این جمله ایهام دارد. Inner Traditions نامِ یک انتشارات هم هست. اگر منظور نویسنده این انتسارات باشد، باز هم تونه شنده 3 کتاب در آن به چاپ رسانده است نه دو کتاب- م) نوشت و هنوز هم گردش ها و کارگاه های آموزشی را رهبری می کند
تنظیم و گردآوری توسط : ناوال
تبلیغات 